السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
51
سيره معصومان ( فارسي )
و نفقهء به او را مقدم بر نفقهء به پدر و مادر كه حقى بزرگ بر گردن او دارند ، و نيز مقدم بر نفقهء به فرزندان و پدربزرگ و مادربزرگش قرار داده است . مرد اول بر خويش انفاق مىكند و چنان چه زياد آمد بر همسرش انفاق مىكند ، و اگر بازهم مالى اضافى داشت بر پدر و مادرش و ساير نزديكانش انفاق مىكند . خداوند نفقهء زن را حقى واجب همچون دين قرار داده است و چنان چه مردى نتواند به وقت خود نفقهء زن را بدهد بايد به هنگام گشايش ، آن را قضا كند اما نفقهء بستگانش را قضا كردن لازم نيست چون نوعى كمكرسانى و امدادگرى است و مانند دين نيست . و از آنجا كه پرداخت مهر و نفقه به زن را واجب كرده ، اشكال ندارد كه مرد و زن را در ميراث ، نسبت به ديگران تفضيل دهد . شهادت دو زن به منزلهء شهادت يك مرد است ، و اين به خاطر ضعف آشكار آنها نسبت به مرد است كه جز افراد احساساتى و جنجالجو و پرگو با اين نكته مخالفت ندارند . از همين روست كه تكليف جهاد از عهدهء او برداشته شده مگر در موارد امدادرسانى به زخميها ، مثل رساندن آب به آنها و غيره . ديهء زن نيز نصف ديهء مرد تعيين شده چون ديهء زن در بسيارى موارد چندان كفاف مخارج مرد را نمىكند . پاسدارى از حقوق زوجه اسلام عادات ستمگرانهاى را كه جاهليت در حق زنان اعمال داشته بود ، ابطال كرد . مثلا مرد اگر بيوهاش را به همسرى مىگرفت فقط صداق آن زن را از آن خود مىكرد . و اعراب و كسان ديگر نظاير آنها همين عمل را تا همين امروز هم مرتكب مىشوند . همچنين مرد خواهرش را به همسرى ديگرى مىداد و خواهر آن مرد را به همسرى خود مىگرفت بىآن كه مهرى در اين ميانه باشد يا اگر هم بود مبلغ مهر اندك بود . اين نكاح را « شغار » مىگويند . خداوند متعال چنين نكاحى را نهى فرمود و اخذ مهر را جز با رضايت خاطر زن حرام كرده و گفته است : « مهر زنان را به رغبت دهيد پس اگر چيزى از آن را به رضاى خاطر به شما واگذاشتند ، شيرين و گوارا بخوريد . » « 140 » و نيز فرموده است : « اگر خواستيد زنى را با زنى ديگر عوض كنيد و يكى از آنها را مال بسيارى دادهايد ، از او چيزى نگيريد . چگونه به ستم و گناه آشكارا مىگيريد ؟ چگونه آن را مىگيريد در صورتى كه شما به يكديگر رسيدهايد و زنان از شما پيمانى استوار گرفتهاند . » « 141 » مردان ارثى براى زنان برجاى نمىگذاشتند لذا خداوند فرمود : « مردان را از آن چه پدر و مادر و خويشان ، از مال و ثروت كم يا زياد ، واگذاشتهاند بهرهاى است و زنان را نيز از آن چه پدر و مادر و خويشان ، از مال و ثروت كم يا زياد ،
--> ( 140 ) نساء / 4 ؛ وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِن نِحْلَةً فَإِن طِبْن لَكُم عَن شَيْءٍ مِنْه نَفْساً فَكُلُوه هَنِيئاً مَرِيئاً . ( 141 ) نساء / 20 - 21 ؛ وَ إِن أَرَدْتُم اسْتِبْدال زَوْج مَكان زَوْج وَ آتَيْتُم إِحْداهُن قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْه شَيْئاً ، أَ تَأْخُذُونَه بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً . وَ كَيْف تَأْخُذُونَه وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُم إِلى بَعْض وَ أَخَذْن مِنْكُم مِيثاقاً غَلِيظاً .